تفاوت OKR و KPI چیست؟

دسامبر 19, 2024
تفاوت OKR و KPI چیست؟
فهرست محتوا
5
(2)

مقدمه

در دنیای امروز، که سرعت تغییرات و رقابت به اوج خود رسیده است، ابزارهای مدیریتی برای نظارت و بهبود عملکرد سازمان‌ها اهمیت ویژه‌ای یافته‌اند. از میان این ابزارها، KPI (شاخص‌های کلیدی عملکرد) و OKR (اهداف و نتایج کلیدی) دو چارچوب محبوب و پراستفاده هستند که به عنوان نقشه راه در فرآیند تعیین اهداف و ارزیابی عملکرد به کار می‌روند. اما تفاوت میان این دو چیست؟

در نگاه اول، ممکن است این دو مفهوم بسیار شبیه به نظر برسند، چرا که هر دو بر روی عملکرد سازمان و حرکت در مسیر رشد متمرکز هستند. اما نگاهی دقیق‌تر نشان می‌دهد که تفاوت‌های اساسی در روش، هدف‌گذاری و کاربرد هر یک وجود دارد. KPI برای اندازه‌گیری عملکرد بر اساس معیارهای ثابت و دوره‌ای تعریف می‌شود، در حالی که OKR با هدف‌گذاری‌های چابک‌تر و مبتنی بر تغییر و تحول طراحی شده است.

این مقاله با معرفی جامع هر دو مفهوم، به تفاوت‌های کلیدی میان آن‌ها می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه می‌توان با درک بهتر این تفاوت‌ها، از هر دو به صورت مکمل برای رشد پایدار و هدفمند کسب‌وکار استفاده کرد. با ما همراه باشید تا دنیای جذاب این دو ابزار قدرتمند مدیریتی را بهتر بشناسید.

Alt text:”ابزارهای مدیریتی نظارت و بهبود عملکرد سازمان‌ها”

OKR چیست؟

OKR که مخفف عبارت Objectives and Key Results به معنای “اهداف و نتایج کلیدی” است، یک چارچوب مدیریتی مدرن و چابک برای تعیین اهداف سازمانی و سنجش میزان تحقق آن‌ها است. این سیستم نخستین بار توسط اندرو گروو در دهه ۱۹۷۰ و در شرکت اینتل معرفی شد و سپس توسط شرکت‌های پیشرو مانند گوگل به‌عنوان ابزاری موثر برای همسوسازی تیم‌ها و بهبود عملکرد مورد استفاده قرار گرفت.

ساختار OKR

  1. اهداف (Objectives): اهداف نشان‌دهنده مقصدی هستند که سازمان یا تیم می‌خواهد به آن دست یابد. این اهداف باید الهام‌بخش، روشن و چالش‌برانگیز باشند. به عبارت دیگر، هدف‌ها تمرکز اصلی تیم را مشخص می‌کنند و باید به گونه‌ای طراحی شوند که انگیزه‌بخش باشند.
  2. نتایج کلیدی (Key Results): این نتایج معیارهای قابل‌اندازه‌گیری هستند که میزان پیشرفت به سمت هدف را نشان می‌دهند. برای هر هدف معمولاً ۳ تا ۵ نتیجه کلیدی تعیین می‌شود که باید به‌صورت کمی و دقیق باشند تا امکان ارزیابی واضح فراهم شود.

برای مثال، اگر هدف سازمان افزایش رضایت مشتریان باشد، نتایج کلیدی می‌توانند شامل کاهش زمان پاسخگویی به مشتریان به کمتر از ۲۴ ساعت، افزایش امتیاز رضایت مشتریان به ۹۰٪ و بهبود نرخ حفظ مشتریان به ۸۵٪ باشند.

ویژگی‌های کلیدی OKR

  1. شفافیت: اهداف و نتایج کلیدی باید به‌طور شفاف در سراسر سازمان منتشر شوند تا تمام اعضا به آن‌ها دسترسی داشته باشند. این ویژگی باعث افزایش هماهنگی و کاهش ابهام در سازمان می‌شود.
  2. قابلیت اندازه‌گیری: نتایج کلیدی باید دقیق و کمی باشند تا پیشرفت به وضوح قابل ارزیابی باشد.
  3. انعطاف‌پذیری: OKRها در بازه‌های زمانی کوتاه (معمولاً سه‌ماهه) تعریف می‌شوند و قابل بازبینی و اصلاح هستند تا با تغییرات محیطی و نیازهای سازمانی سازگار شوند.
  4. تمرکز بر نتایج: هدف اصلی OKRها دستیابی به نتایج مشخص و ملموسی است که به تحقق اهداف استراتژیک کمک می‌کنند.

مزایای OKR

این چارچوب مدیریتی مزایای متعددی برای سازمان‌ها به همراه دارد:

  • ایجاد تمرکز:OKR به تیم‌ها کمک می‌کند تا بر روی اولویت‌های اصلی تمرکز کنند و از پراکندگی اهداف جلوگیری شود.
  • افزایش هماهنگی: با تعیین OKRهای مشترک، سازمان‌ها می‌توانند همکاری بین تیم‌ها را بهبود بخشند.
  • ایجاد انگیزه: اهداف چالش‌برانگیز و بلندپروازانه کارکنان را ترغیب می‌کنند تا بهترین عملکرد خود را نشان دهند.
  • پایش و اصلاح مسیر: سازمان‌ها می‌توانند به‌صورت دوره‌ای پیشرفت خود را ارزیابی کنند و در صورت نیاز تغییرات لازم را اعمال نمایند.

کاربردهای OKR

OKR در زمینه‌های مختلفی از جمله موارد زیر کاربرد دارد:

  1. هماهنگی استراتژیک: سازمان‌ها از OKR برای اطمینان از همسویی اهداف فردی و تیمی با اهداف کلان استفاده می‌کنند.
  2. مدیریت پروژه: OKR به تیم‌ها کمک می‌کند تا در پروژه‌های پویا و پرچالش تمرکز خود را حفظ کنند.
  3. نوآوری و رشد: شرکت‌های پیشرو و استارتاپ‌ها برای دستیابی به رشد سریع و نوآوری مستمر، از این چارچوب بهره می‌برند.

فرایند پیاده‌سازی OKR

برای پیاده‌سازی موثر OKR در سازمان، مراحل زیر پیشنهاد می‌شود:

  1. تعیین اهداف: اهداف باید روشن، الهام‌بخش و همسو با استراتژی کلی سازمان باشند.
  2. تعریف نتایج کلیدی: برای هر هدف، نتایج کلیدی به‌گونه‌ای تعیین شوند که پیشرفت به‌طور دقیق قابل اندازه‌گیری باشد.
  3. اجرا و پیگیری: OKRها در بازه‌های زمانی مشخص، معمولاً سه‌ماهه، اجرا و نتایج به‌طور مستمر پیگیری می‌شوند.
  4. بازبینی و ارزیابی: در پایان هر دوره، عملکرد بررسی می‌شود تا میزان موفقیت مشخص شده و در صورت نیاز تغییرات لازم اعمال شود.

چالش‌ها و محدودیت‌های OKR

با وجود مزایای متعدد، استفاده از OKR ممکن است با چالش‌هایی همراه باشد:

  • پیچیدگی اولیه: تعیین اهداف و نتایج کلیدی در ابتدای کار ممکن است زمان‌بر باشد.
  • ریسک تعیین اهداف بیش از حد چالش‌برانگیز: این امر ممکن است به خستگی و کاهش انگیزه کارکنان منجر شود.
  • نیاز به فرهنگ سازمانی مناسب: موفقیت OKR به شفافیت، همکاری و فرهنگ یادگیری مستمر در سازمان بستگی دارد.

مثال‌هایی از OKR

  1. افزایش بهره‌وری تیم‌ها:
    • کاهش تاخیر پروژه‌ها به کمتر از ۵ درصد.
    • افزایش تکمیل پروژه‌های به‌موقع به ۹۵ درصد.
    • بهبود امتیاز ارزیابی عملکرد تیم‌ها به ۸۵ درصد.
  2. ارتقای تجربه مشتری:
    • کاهش زمان پاسخگویی به مشتریان به کمتر از ۲۴ ساعت.
    • افزایش رضایت مشتریان به ۹۰ درصد.
    • افزایش نرخ وفاداری مشتریان به ۸۵ درصد.

OKR با انعطاف‌پذیری و قابلیت اندازه‌گیری دقیق خود، ابزاری توانمند برای مدیریت اهداف و بهبود عملکرد سازمان‌ها در عصر تغییرات سریع و رقابت فزاینده محسوب می‌شود.

Alt text:” Objectives and Key Results ”

KPI چیست؟

KPI، مخفف عبارت Key Performance Indicator، به معنای “شاخص کلیدی عملکرد” است که به‌عنوان ابزاری برای سنجش میزان پیشرفت و موفقیت سازمان در دستیابی به اهداف تعیین‌شده مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شاخص‌ها به سازمان‌ها کمک می‌کنند تا عملکرد خود را در زمینه‌های مختلف مانند بهره‌وری، رضایت مشتری، سودآوری و دیگر معیارهای استراتژیک ارزیابی کنند. KPI به زبان ساده، معیاری برای سنجش میزان حرکت یک کسب‌وکار به سمت اهداف اصلی آن است.

تعریف و ساختار KPI

KPI به‌صورت شاخص‌های دقیق و قابل‌اندازه‌گیری تعریف می‌شود که عملکرد سازمان یا تیم را در یک حوزه خاص نشان می‌دهد. این شاخص‌ها باید:

  1. قابل‌سنجش: اعداد و معیارهایی را ارائه کنند که به‌راحتی بتوان آن‌ها را تحلیل کرد.
  2. مرتبط با اهداف استراتژیک: با استراتژی‌های کلان سازمان همسو باشند.
  3. قابل‌تکرار: به‌صورت دوره‌ای، مانند ماهانه یا سالانه، اندازه‌گیری و تحلیل شوند.

سطوح KPI:

  1. شاخص‌های سطح بالا: عملکرد کلی سازمان را در سطح کلان بررسی می‌کنند (مانند سودآوری کل سازمان).
  2. شاخص‌های سطح پایین: فعالیت‌های جزئی‌تر تیم‌ها یا واحدهای مختلف سازمان را پوشش می‌دهند (مانند نرخ بازدهی یک کمپین بازاریابی).

ویژگی‌های کلیدی KPI

  1. قابلیت اندازه‌گیری: KPI باید به‌صورت عددی و دقیق باشد تا بتوان آن را به‌طور شفاف و مؤثر تحلیل کرد.
  2. معین و محدود: هر KPI باید بر یک هدف خاص تمرکز داشته باشد.
  3. قابلیت مقایسه: امکان مقایسه نتایج فعلی با گذشته را فراهم کند تا پیشرفت یا پسرفت مشخص شود.
  4. تعریف در بازه زمانی مشخص: بازه‌های زمانی معینی برای ارزیابی و تحلیل KPI تعیین می‌شود.

چرا KPI مهم است؟

بدون اندازه‌گیری دقیق و هدفمند، ارزیابی عملکرد و پیشرفت دشوار خواهد بود. KPI به سازمان‌ها کمک می‌کند تا:

  • نقاط قوت و ضعف عملکردی: شناسایی کرده و بهبودهای لازم را اعمال کنند.
  • شفافیت عملکرد: در سطح سازمان ایجاد شود.
  • پیشرفت پایدار: در مسیر اهداف کلان سازمان تضمین گردد.

KPI به‌عنوان ابزاری کاربردی، این امکان را می‌دهد که سازمان‌ها بتوانند به‌صورت عینی و قابل اندازه‌گیری بدانند در کدام بخش‌ها عملکرد موفقی داشته‌اند و در کدام حوزه‌ها نیاز به اصلاح دارند.

کاربردهای KPI

  1. مدیریت عملکرد: پیگیری میزان موفقیت تیم‌ها و واحدها در دستیابی به اهداف تعیین‌شده.
  2. ارزیابی پروژه‌ها: سنجش موفقیت پروژه‌های خاص بر اساس معیارهای مشخص.
  3. افزایش بهره‌وری: کمک به سازمان‌ها برای بهینه‌سازی فرآیندها و بهبود عملکرد.

مزایا و محدودیت‌های KPI

مزایا:

  • سنجش پیشرفت: شفافیت و دقت در ارزیابی عملکرد.
  • بهبود مستمر: امکان شناسایی حوزه‌های قابل‌بهبود و افزایش بهره‌وری.
  • ایجاد تمرکز: جلوگیری از انحراف از مسیر اصلی اهداف.

محدودیت‌ها:

  • تمرکز بیش‌ازحد بر اعداد: ممکن است خلاقیت و نوآوری را محدود کند.
  • سردرگمی در انتخاب شاخص‌ها: انتخاب اشتباه یا نامناسب KPIها ممکن است به نتایج غلط منجر شود.

شاخص‌های کلیدی KPI :نتیجه یا عملکرد؟

شاخص‌های کلیدی عملکرد به دو نوع اصلی تقسیم می‌شوند:

  1. شاخص‌های کلیدی نتیجه (KRI): به ما نشان می‌دهند که “چه اتفاقی افتاده است”. این شاخص‌ها معمولاً دیدگاه کلی از عملکرد کلی سازمان ارائه می‌دهند.
  2. شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI): مشخص می‌کنند که “چه کاری باید انجام شود تا نتایج بهبود یابند”. این شاخص‌ها بیشتر بر روی اقداماتی تمرکز دارند که به دستیابی به نتایج بهتر کمک می‌کنند.

KPI ابزاری بی‌بدیل برای پایش و ارزیابی عملکرد است که به سازمان‌ها کمک می‌کند در مسیر رشد پایدار و دستیابی به اهداف کلان، برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشند. این شاخص‌ها، با تأکید بر اندازه‌گیری‌های عینی و دقیق، به بهبود مداوم سازمان کمک می‌کنند و از سردرگمی در فرآیند مدیریت جلوگیری می‌کنند.

Alt text:” Key Performance Indicator ”

تفاوت KPI و OKR چیست؟

در دنیای مدیریت عملکرد، KPI (شاخص‌های کلیدی عملکرد) و OKR (اهداف و نتایج کلیدی) دو مفهوم کلیدی برای سنجش و ارزیابی عملکرد سازمان‌ها هستند. اگرچه ممکن است در نگاه اول شباهت‌هایی میان این دو وجود داشته باشد، اما این ابزارها تفاوت‌های بنیادینی در هدف‌گذاری، رویکرد و کاربرد دارند. در ادامه به بررسی دقیق‌تر این تفاوت‌ها و کاربرد هر یک می‌پردازیم.

تعریف کلی KPI و OKR

KPI ابزاری است برای ارزیابی میزان پیشرفت یک سازمان در دستیابی به اهداف از پیش تعیین‌شده. این شاخص‌ها معمولاً ثابت و متمرکز بر عملکرد جاری سازمان تعریف می‌شوند. به عنوان مثال، افزایش درآمد سالانه یا کاهش هزینه‌های عملیاتی از نمونه‌های معمول KPI هستند.

در مقابل، OKR یک چارچوب استراتژیک است که سازمان‌ها را در تعیین اهداف بلندپروازانه و دستیابی به آن‌ها یاری می‌کند. این سیستم با تقسیم اهداف به اجزای کوچک‌تر و تعریف نتایج کلیدی (Key Results)، به پیگیری و تحقق اهداف در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت کمک می‌کند. برای مثال، افزایش تعداد مشتریان جدید در یک فصل یا بهبود زمان پاسخگویی به شکایات مشتریان از نمونه‌های OKR هستند.

تفاوت‌های کلیدی KPI و OKR

معیار OKR KPI
هدف رشد و نوآوری بهره‌وری و پایداری
نوع هدف چالش‌برانگیز و الهام‌بخش دقیق و قابل اندازه‌گیری
دوره زمانی کوتاه‌مدت (معمولاً سه‌ماهه یا سالانه) بلندمدت و تکرارپذیر
تمرکز اصلی دستیابی به اهداف جدید بهبود عملکرد جاری
رویکرد انگیزشی و خلاقانه پایدار و منظم
انعطاف‌پذیری بالا؛ قابل بازبینی و اصلاح محدود؛ کمتر تغییر می‌کند
کاربرد نوآوری و تغییرات سریع ارزیابی عملکرد جاری
مثال افزایش رضایت مشتریان به ۹۰٪ در سه ماه کاهش هزینه‌های عملیاتی به ۱۰٪ در یک سال

 

رویکرد KPI و OKR در سازمان‌ها

یکی از تفاوت‌های اصلی بین KPI و OKR، نحوه رویکرد به هدف‌گذاری است. KPI بر اندازه‌گیری عملکرد متمرکز است و نقش آن بیشتر پایش روندها و عملکرد جاری است. در مقابل، OKR با هدف‌گذاری چابک‌تر و تمرکز بر ایجاد تغییر و دستیابی به پیشرفت‌های عمده، برای سازمان‌هایی که به دنبال نوآوری و رشد سریع هستند، طراحی شده است.

نقش انگیزش و مشارکت در KPI و OKR

KPI بیشتر به سنجش عملکرد فعلی می‌پردازد و از این رو، انگیزش زیادی در کارکنان ایجاد نمی‌کند. در مقابل، OKR با تعریف اهداف بلندپروازانه و چالش‌برانگیز، به تیم‌ها انگیزه می‌دهد تا از توانایی‌های خود فراتر روند. علاوه بر این، OKRها شفافیت بیشتری دارند و تمام کارکنان در تدوین و اجرای آن مشارکت دارند، در حالی که KPI معمولاً به سطوح خاصی از سازمان محدود است.

محدوده و کاربرد KPI و OKR

KPI بیشتر به‌عنوان ابزاری برای پایش سلامت کسب‌وکار در بخش‌های مختلف سازمان استفاده می‌شود. برای مثال:

  • KPI در تیم مالی: میزان سودآوری سازمان
  • KPI در تیم منابع انسانی: میزان ساعات آموزشی کارکنان

در مقابل، OKR به‌عنوان چارچوبی جامع‌تر عمل می‌کند و با ترکیب گزارش‌های عملکردی و تحلیل نیازها، اهداف استراتژیک سازمان را تعریف می‌کند. برای مثال:

  • OKR سازمانی: افزایش سود خالص به ۲۰٪
  • OKR تیمی: بهبود زمان پاسخگویی به مشتریان به کمتر از ۲۴ ساعت

چالش‌ها و انعطاف‌پذیری

یکی دیگر از تفاوت‌های اساسی KPI و OKR در میزان انعطاف‌پذیری آن‌ها است. KPIها معمولاً ثابت هستند و تغییرات کمی دارند، در حالی که OKRها به دلیل ماهیت چابک خود، باید در دوره‌های زمانی مشخص بازبینی و در صورت نیاز به‌روزرسانی شوند. این ویژگی باعث می‌شود OKRها با تغییرات محیطی و استراتژی‌های جدید همگام باشند.

در نهایت، KPI و OKR دو ابزار مکمل برای مدیریت عملکرد هستند که با رویکردهای متفاوت، نقش حیاتی در بهبود بهره‌وری و رشد سازمان ایفا می‌کنند. KPI با تمرکز بر شاخص‌های ثابت و قابل‌اندازه‌گیری، سلامت عملکرد سازمان را ارزیابی می‌کند. از سوی دیگر، OKR با تأکید بر نوآوری و اهداف چالش‌برانگیز، تغییرات عمده و رشد سازمانی را تسهیل می‌کند. برای موفقیت، سازمان‌ها باید از هر دو ابزار به‌صورت هماهنگ و متناسب با نیازهای خود بهره بگیرند.

OKR بهتر است یا KPI؟

در دنیای مدیریت عملکرد، دو ابزار مهم برای تعیین و ارزیابی اهداف سازمانی وجود دارد: شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) و اهداف و نتایج کلیدی (OKR). هر یک از این ابزارها رویکردها و کاربردهای خاص خود را دارند و انتخاب بین آن‌ها بستگی به نیازها و استراتژی‌های سازمان دارد.

  • شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI):

KPIها معیارهای قابل اندازه‌گیری هستند که عملکرد سازمان را در دستیابی به اهداف مشخص ارزیابی می‌کنند. این شاخص‌ها معمولاً به صورت مستمر و در بازه‌های زمانی منظم (مانند ماهانه یا فصلی) بررسی می‌شوند و به سازمان‌ها کمک می‌کنند تا بهره‌وری و کارایی خود را پایش کنند. برای مثال، میزان فروش ماهانه یا نرخ رضایت مشتریان می‌تواند به عنوان KPI در نظر گرفته شود.

  • اهداف و نتایج کلیدی (OKR):

OKR یک چارچوب هدف‌گذاری است که بر تعیین اهداف بلندپروازانه و نتایج کلیدی قابل اندازه‌گیری برای دستیابی به آن اهداف تمرکز دارد. این سیستم معمولاً در دوره‌های کوتاه‌مدت (مانند سه‌ماهه) تنظیم می‌شود و به سازمان‌ها امکان می‌دهد تا بر اولویت‌های استراتژیک تمرکز کرده و تغییرات مهمی را در عملکرد خود ایجاد کنند. برای مثال، هدف می‌تواند افزایش سهم بازار باشد و نتایج کلیدی مرتبط شامل افزایش ۲۰ درصدی فروش در یک دوره سه‌ماهه.

  • تفاوت‌های اصلی بین KPI و OKR:
  1. هدف‌گذاری: KPIها بر حفظ و بهبود عملکرد جاری تمرکز دارند، در حالی که OKRها به دنبال دستیابی به اهداف جدید و چالش‌برانگیز هستند.
  2. دوره زمانی: KPIها معمولاً در بازه‌های زمانی بلندمدت و تکرارپذیر ارزیابی می‌شوند، اما OKRها در دوره‌های کوتاه‌مدت (معمولاً سه‌ماهه) تنظیم و بررسی می‌شوند.
  3. انعطاف‌پذیری: OKRها به دلیل ماهیت چالش‌برانگیز خود انعطاف‌پذیری بیشتری دارند و می‌توانند با تغییرات محیطی و استراتژیک سازگار شوند، در حالی که KPIها ثابت‌تر هستند.
  4. رویکرد: KPIها بر اندازه‌گیری نتایج تمرکز دارند، در حالی که OKRها بر دستیابی به نتایج تأکید می‌کنند.
  • انتخاب بین KPI و OKR:

انتخاب بین این دو ابزار بستگی به نیازها و اهداف سازمان دارد. اگر سازمان به دنبال بهبود مستمر و حفظ پایداری در عملکرد است، KPIها ابزار مناسبی هستند. اما اگر هدف سازمان ایجاد تغییرات اساسی، نوآوری و دستیابی به اهداف بلندپروازانه است، OKRها می‌توانند مؤثرتر باشند.

  • ترکیب KPI و OKR:

در بسیاری از موارد، ترکیب این دو رویکرد می‌تواند به سازمان کمک کند تا همزمان به بهبود عملکرد جاری و دستیابی به اهداف استراتژیک بپردازد. برای مثال، سازمان می‌تواند از KPIها برای پایش عملکرد روزانه و از OKRها برای تعیین و دستیابی به اهداف بلندمدت استفاده کند.

KPI و OKR هر دو ابزارهای قدرتمندی برای مدیریت عملکرد هستند و هر یک مزایا و محدودیت‌های خاص خود را دارند. درک تفاوت‌ها و کاربردهای هر یک از آن‌ها به سازمان‌ها کمک می‌کند تا با توجه به نیازها و استراتژی‌های خود، ابزار مناسب را انتخاب کرده و به بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف خود بپردازند.

جمع بندی

KPI و OKR هر دو ابزارهای ارزشمند برای مدیریت و ارزیابی عملکرد سازمان‌ها هستند که با اهداف و رویکردهای متفاوت، مکمل یکدیگر محسوب می‌شوند.  KPI‌ها شاخص‌هایی برای پایش مداوم عملکرد جاری و حفظ بهره‌وری سازمان هستند، در حالی که OKR‌ها با تمرکز بر اهداف بلندپروازانه و چالش‌برانگیز، به ایجاد تغییرات اساسی و دستیابی به نوآوری کمک می‌کنند.

استفاده از این دو ابزار به‌صورت ترکیبی می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند تا هم بهره‌وری را حفظ کرده و هم به رشد و توسعه بلندمدت دست یابند.  KPI‌ها به شما می‌گویند عملکرد سازمان چگونه بوده است، اما OKR‌ها مسیر دستیابی به پیشرفت‌های بیشتر را ترسیم می‌کنند. با درک صحیح از تفاوت‌ها و به‌کارگیری هر کدام در جایگاه مناسب، سازمان‌ها می‌توانند در محیط رقابتی امروز موفق و پیشرو باشند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

امتیاز دهید

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد امتیاز ثبت شده: 2

هنوز امتیازی داده نشده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *